درباره لوگو ی وبلاگ
با سلام خدمت شما خواننده های محترم وبلاگ
می خواهم درباره ی لوگوی سمت چپ بالای عکس خودم توضیح بدم.
خیلی از خواننده ها گفته اند که این نماد شیطان پرستی است در حالی
که ...
اگر دقت داشته باشید می توانید به راحتی تشخیص بدهید که این نماد
چیزی نیست جز اسم و فامیل من!!!!
حالا قبول دارید که نماد شیطان پرستی نیست و من با شیطان هیچ
نسبتی ندارم و از شیطان و اقوام و دوستان شیطان نیستم و از شیطان
نفرت دارم.
خواهشا از این به بعد عجولانه تصمیم نگیرید.
جا دارد از دوست عزیزم آقای عباس پاپی مرد(سلطانی نیا) کمال تشکر
را داشته باشم که میشه گفت تمام کار طرح را ایشان انجام دادند.
آلوئهورا
اگر برگهای این گیاه را نصف کنید مایع غلیظ و ژله مانندی میبینید که تمام خواص گیاه در آن نهفته است. این گیاه در ایران به صبر زرد نیز شهرت دارد.

یبوست، سوختگی، تب خال، چین و چروک پوستی، دیابت و غیره. اینها مشکلاتی هستند که ممکن است برای همهی ما پیش بیاید. اما آیا میدانستید که آلوئهورا حاوی خواصی است که برای رفع تک تک این مشکلات کارا میباشد؟ در این مقاله، بیشتر شما را با این گیاه پرخاصیت آشنا کرده و روشهای استفاده از آن را مطرح میکنیم.
آلوئهورا از خانواده زنبق میباشد. این گیاه شبیه کاکتوس، گوشتی و آبدار است. برگهای پهن تیغ دار این گیاه حداکثر دو متر ارتفاع دارد.
اگر برگهای این گیاه را نصف کنید مایع غلیظ و ژله مانندی میبینید که تمام خواص گیاه در آن نهفته است. این گیاه در ایران به صبر زرد نیز شهرت دارد.
ادامه مطلب در ادامه مطلب ...
دانلود آرایش برگی
آنها را دانلود کنید
با تشکر و قدردانی فراوان از خانم ر . حاجی پور
اکالیپتوس

که اکالیپتوس سیستم ایمنی بدن را تقویت و با ویروسها، باکتریها و آلودگیها مبارزه میکند، برای درمان برونشیت و سرفه مفید است، شورهی سر را از بین میبرد، درد مفاصل را تسکین میدهد و تب را فرو مینشاند.
در ادامهی این مطلب شما را با چند خاصیت دیگر این گیاه معجزه گر آشنا میکنیم. با ما همراه باشید.
فیزیولوِی و تشریح گیاهی
خلاصه بیشتر مطالب گیاه شناسی که تا به حال خواندیم ...
نظر بدید.....
همه چیز درباره سیب زمینی
دانستنیهایی دربارهی سیبزمینی

بسیاری از مردم اگرچه فراوان سیبزمینی مصرف میکنند، اما آشنایی اندکی با آن دارند؛ آن قدر که در باورهایشان سیبزمینی را بیبخار و بیخاصیت میدانند! یا وقتی با سیبزمینیهایی به رنگ قهوهای، قرمز، بنفش و سفید مواجه میشوند، متعجب میشوند و میپرسند: «سیبزمینی است!؟» بنابراین خوب است بدانید:
مطلب جدید آزمایشگاهی
برای مشاهده تصاویر به ادامه مطلب بروید ...
نظر نظر نظر ....
خواهشا یادتون نره ....
درباره خار مریم (چلغان)
مطالب مفید را در ادامه مطلب بخوانید ...
تصاویر متنوع و جالب از گیاهان و اجزای آنها در آزمایشگاه
برای مشاهده بقیه تصاویر به ادامه مطلب بروید...
درباره مسمومیت کرچک
مسمومیت با گیاه کرچک

خانوادهای همراه با کودک پنج سالهشان برای تفریح به ویلای خود در شمال ایران رفته بودند.
کودک در حیاط ویلا مشغول بازی بود که با گریه به خانه برمیگردد.
والدین متوجه میشوند کودکشان چیزی را تف میکند. وقتی از او در مورد چیزی که
خورده سۆال میکنند، متوجه میشوند از گیاهی که در کنار خانه روییده خورده است.
دهان کودک را میشویند. نیمههای شب کودک دچار تب و لرز، اسهال و استفراغ میشود.
کودک را همراه با گیاهی که در دهان کرده به بیمارستان میرسانند. بیمار به سرعت
به بیمارستان مسمومیت منتقل میشود....
بقیه در ادامه مطلب...
نظر یادتون نره .....
همه چیز درباره گل ...
گل
اصطلاح گل دادن در زبان عام به معنی شکفتن گل است، در حالی که در گیاه شناسی عبارت است از مجموعه تغییرات ساختاری و فیزیولوژیکی که در جوانههای رویشی صورت میگیرد و باعث تبدیل این جوانهها به جوانههای زایشی مولد گل میگردد.
ساختار عمومی گل
کاملترین گلها چهار بخش دارند که عموماً چهار پیرامون را تشکیل میدهند. این چهار بخش
عبارتاند از: کاسه گل (کاسبرگها )، جام گل (گلبرگها )، نافه گل (پرچمها ) مادگی گل (برچهها ). این چهار پیرامون معمولاً به نهنج گل ، که در انتهای دمگل قرار دارد متصلاند
بقیه در ادامه مطلب ...
نظر یادتون نره ...
انواع گل آذین
آرایش گل ها را روی محور ساقه گل آذین می گویند . گل آذین به دو صورت محوری و انتهایی دیده می شود. گل آذین محوری حالتی است که دمگل ها از کنار برگها ودر طول ساقه ظاهر می شوند .
به طور کلی انواع گل آذین ها را به دو دسته طبقه بندی می کنند :
1. گل آذین محدود
2. گل آذین نامحدود
در گل آذین محدود جوانهً راًسی محور اصلی گل آذین به یک گل منتهی می شود . اما در گل آذین نامحدود راًس محور اصلی گل آذین به جای گل به جوانه منتهی می شود .
در گل آذین محدود محور اصلی به گل ختم می شود و با تشکیل گل رشد آن پایان می رسد ولی در گل آذین نامحدود محور اصلی به جوانه ختم می شود که پتانسیل های زیادی برای ادامه رشد در آن وجود دارد.
بقیه در ادامه مطلب ...
میکرو تصویر از دانه ی گرده
همان گرده ای که در هر بهار برای خیلی ها ایجاد آلرژی می کند و در بعضی مواقع اشک و آبریزش بینی را نیز به دنبال دارد. آن گروه از افرادی که در همین رابطه در عذابند با کمک تصویر برداری میکروسکوپی می توانند چهره ی واقعی و زیبای گرده های گل را ببینند.
تصاویر در ادامه مطلب ....
خواهشا نظر یادتون نره
سلول های روزنه
در بسياري از گياهان خشكي وجود كوتيكول بر روي اپيدرم ، آنها را نسبت به آب و گازها غير قابل نفوذ كرده است كه ارتباط آنها تنها از طريق روزنه ها صورت مي گيرد.
گیاهان در اندام های هوایی خود یعنی برگ ها و ساقه منافذی را جهت عبور جریان هوا دارند. این منافذ در برگ ها (و ساقه های جوان) به صورت روزنه و در ساقه با ساختار دیگری به نام عدسک شناخته میشوند. این منافذ محل هایی هستند که در واقع باعث خروج بخار آب و ورود CO2 می شوند. دیواره سلول های گیاهی از سلولز، سایر پلی ساکارید ها و پروتئین ساخته شده است که همانند حصیری عمل می کند. با برخورد نور به سلول ها آب از سطح آنها بخار می شود و به فضای میان سلول ها می رود که در بالا یا پایین این فضاها (بیشتر پایین) روزنه ها قرار دارند و محل تبادل این گازها خواهند بود.
هر روزنه از دو سلول نگهبان روزنه (Guard cell ) تشكيل شده است كه معمولا توسط سلول هاي همراه ( Annex) احاطه شده اند. این سلولها از سلولهاي اپيدرمي منشاء گرفته و از آنها كوچكتر است . داراي سيتوپلاسم فراوان ، هسته درشت ، واجد نشاسته و كلروفيل فراوان ، لوبيايي شكل و داراي يك روزنه يا منفذ ( Ostiole ) ميباشد. در واقع سلولهاي روزنه از نظر فيزيولوژي بسيار فعال ميباشند . زير روزنه فضاي خالي وجود دارد كه توسط بافت پارانشيمي احاطه ميگردد كه به آن اتاق زير روزنه ( Substomatal chamber ) ميگويند . در شرايط محيطي مرطوب سلولهاي روزنه در اثر جذب رطوبت متورم شده ( تورژسانس ) و منفذ آن باز ميشود . در شرايط محيطي خشك سلولهاي روزنه آب خود را از دست داده و پلاسموليز ميشود كه نهايتاً منجر به بسته شدن منفذ ميگردد. دليل باز و بسته شدن معكوس سلولهاي روزنه عدم يكنواختي ضخامت ديواره سلولي ميباشد . ضخامت در ديواره هاي داخلي سلولهاي روزنه بيشتر از ديواره هاي خارجي آن ميباشد . در برخي از گونه هاي گياهي روزنه نسبت به سطح اپيدرم بيرون زدگي دارد مانند سرخس آنميا و برخي ديگر در بشره فرو رفته ميباشند همانند گونه صبرزرد و در اغلب گونه ها هم سطح با اپيدرم گياه ميباشد

- سلولهاي همراه ( Annex )
سلولهاي همراه از سلولهاي اپيدرمي كوچكترند و سلولهاي روزنه را احاطه ميكنند . برحسب نوع استقرار آنها در اطراف سلولهاي محافظ چند تقسيم بندي ارائه ميگردد که مرسومترین آنها عبارتند از:
پاراستيك (Paracytic)
دياستيك (Diacytic)
آنمـوستيك (Anomocytic)
۱- اگر سلولهاي همراه در امتداد محور طولي سلولهاي محافظ قرار بگيرند نوع روزنه ، پاراستيكParacytic ميباشد كه در گونه هاي روناس ، ماگنوليا ، پيچك ، برگ بيدي ، گل حساس ، تيره پروانه آسا ( لوبيا ، اقاقيا ) و . . . مشاهده ميشود .

۲- اگر سلولهاي همراه عمود بر محور طولي سلولهاي محافظ قرار بگيرند نوع روزنه ، دياستيك (Diacytic) ميباشد كه در گونه هاي ميخك ، تيره آكانتاسه ، قرنفل و . . . مشاهده ميشود.
۳- اگر سلولهاي همراه اطراف سلولهاي محافظ يك شكل و يكسان بوده كه ميتوان گفت فاقد سلول همـراه هستند ، نوع روزنه ، آنمـوستيك (Anomocytic) ميباشد كه در گونه هاي آلاله ، شمعداني ، پنيرك ، گل ميمون ، خشخاش ، كدو ، ختمي ، گز و . . . مشاهده ميشود.
بافت های ترشحی
بافت ترشحی یکی از بافتهای اختصاصی گیاهان است. سلولهای این بافت موادی را میسازند که ممکن است در سلول سازنده باقی بماند و یا به خارج از آن ترشح شود. در مواردی این ترشحات فراوردههای زاید گیاهی هستند، ولی بعضی از این فرآوردهها برای گیاه نقش حیاتی داشته و به شکلهای مختلف دیده میشوند. ساختارهای ترشحی از نظر ساخت و محل استقرار در گیاه بسیار متفاوتند. بعضی از این ساختارها در درون گیاه و برخی در بیرون آن قرار دارند. برخی به صورت کرکهای غدهای و عدهای به صورت مجاری یا حفرههای درون یاختهای هستند.
انواع ساختارهای ترشحی
بر اساس اینکه مواد مترشحه ساختارهای ترشحی در درون گیاه باقی بمانند یا به خارج از آن ترشح شوند، به دو گروه تقسیم میشوند.
ساختارهای ترشحی درونی
مواد مترشحه این ساختارها همواره درون گیاه باقی میمانند. به همین مناسبت آنها را ساختارهای ترشحی درونی میگویند.
-
یاختههای ترشحی: از ویژگیهای مهم یاختههای ترشحی فعال میتوان وجود پروتوپلاست متراکم و سرشار از مواد پروتئینی ، هسته درشت ، واکوئل بسیار بزرگ ، ضخامت دیواره و حجم زیاد آنها را نام برد. یاختههای مذکور به علت این ویژگیها از یاختههای پارانشیم زمینهای کاملا قابل تشخیصاند. برای مشاهده این نمونه میتوان برشهای عرضی از برگ گیاه فیکوس تهیه و پس از رنگزدایی زیر میکروسکوپ مشاهده نمود.

-
حفرههای ترشحی: حفرهها یا کیسههای ترشحی فضاهای مخصوص در داخل بافتهای گیاهی بویژه پارانشیم هستند که فرآوردههای ترشحی یاختههای اطراف آنها به درون فضای بین یاختهای میریزند. این فضاها ابتدا کوچک و مدورند، سپس بر اثر افزایش مواد درونی ، به حفره وسیع و کیسهمانندی تبدیل میشوند.برای مشاهده این نمونه میبایست از پوست پرتقال برش مماسی بگیریم. بدین صورت که ابتدا یک لایه از روی پوست پرتقال بر می داریم ، تا سطح را برای نمونه گیری آماده کنیم. اکنون بوسیله تیغ برش هایی نازک ایجاد می کنیم و این برش ها را با کارمن رنگ آمیزی می کنیم .

-
لاتیسیفرها(لوله های ترشحی): لاتیسیفرها از یاختههای ترشحی منفرد بسیار دراز و یا از بهم پیوستن عدهای از یاختههای ترشحی بوجود میآیند. فراوردههای ترشحی این یاختهها که شیرابه نامیده میشود، بر خلاف یاختههای مجاری ترشحی در حفرههای درونی یاخته باقی میماند، لذا در این سیستم ترشحی مجرای مستقلی وجود ندارد.

در حقیقت یاختهها علاوه بر ترشح ، لوله هدایت کننده مواد مترشحه نیز هستند. تفاوت لوله ترشحی و مجاری ترشحی در این است که در لولههای ترشحی هر یاخته دراز خود لوله ترشحی به شمار میآید، در حالی که در مجاری ترشحی تعدادی یاختههای ترشحی کروی و کوچک در کنار هم طوری قرار میگیرند که در بین آنها مجرایی برای دریافت مواد ترشحی بوجود میآید.
ساختارهای ترشحی بیرونی
-
ساختارهای ترشحی بیرونی آنهایی هستند که مواد ترشحی خود را به بیرون گیاه میریزند. مهمترین این ساختارها عبارتند از : کرکهای ترشحی و غدههای ترشحی. کرکهای ترشحی از بشره یا بخشهای زیر بشرهای بوجود میآیند. ضمائم اپيدرمي تك سلولي و يا چند سلولياند كه حاصل افزايش حجم و طويل شدن سلولهاي اپيدرمي يا تقسيمات سلولي ميباشند . جزء بافت محافظ گياه محسوب شده و برحسب شكل و اندازه و تعداد سلولها در گياهان مختلف متفاوتند در سطح برگ ، ميوه ، ساقه ، تخمدان و پرچمها يافت ميشوند . كركها برحسب نوع عملكرد شامل كركهاي محافظ و يا پوششي ميباشند كه از تعرق سريع گياه جلوگيري به عمل آورده و نيز جلوي تشعشعات مضر آفتاب را ميگيرد .

-
ديگري كركهاي ترشحي كه نوك كرك متورم گرديده و معمولاً حاوي اسيدفرميك يا اسيد سيتريك ، اسانسها و روغنهاي فرار ميباشد كه كركهاي غدهاي نيز ناميده ميشوند و يك سلولي تا چند سلولي ميتوانند باشند .
![]()
انواع ترشحات گیاهی
تاننها
تاننها به گروهی از هیدراتهای کربن تعلق دارند. مزه آنها تلخ است و معمولا در برگها و میوههای نرسیده وجود دارند. مزه تلخ چای مربوط به تانن موجود در برگهای این گیاه است. از تاننها استفادههای فراوانی میشود. از ترکیب تاننها با نمکهای آهن ، جوهر نوشتن میسازند. در صنعت چرم سازی به پوست جانداران تانن میزنند تا از فساد آن جلوگیری به عمل آید.
اسانسها
اسانسها مواد معطری هستند که در بعضی از بافتهای ترشحی ساخته میشوند. اسانسها ترکیبهای متفاوتی دارند. اسانس تربانتین در کاج از جنس هیدرات کربن ، اسانس گل سرخ و نعنا از جنس الکل ، اسانس گل میخک از گروه فنل است. اسانسها را با عمل تقطیر یا با روشهای دیگر از اندامهای گیاه استخراج و برای تهیه گلاب انواع عطرها و معطر ساختن فراوردههای بهداشتی و دارویی مورد استفاده قرار میدهند.
رزینها
رزینها به مقدار فراوان در مجاری ترشحی گیاهان تیره کاج وجود دارد. رزین زرد رنگ است و در آب غیر محلول است، اما در الکل و تربانتین حل میشود. اضافه کردن رزین به چوب موجب استحکام آن میشود. رزین با مقداری تربانتین همراه است که ضمن عمل تقطیر آن را جدا میکنند.
صمغها
صمغها انواع گوناگون دارند. آنها بوسیله سلولهای مخصوص ترشح میشوند و یا از تجزیه دیواره سلولی حاصل میشوند. صمغها در الکل حل نمیشوند، ولی در آب به حالت ژله یا لعاب مانند در میآیند. بیشتر صمفها به گروه هیدراتهای کربن تعلق دارند. یکی از گیاهانی که از آن صمغ استخراج میشود، آکاسیا یا صمغ عربی است.آلکالوئیدها
این مواد ترکیبات پیچیده نیتروژندار هستند و معمولا تلخ مزه و بسیاری از آنها سمی هستند آلکالوئیدها در ریشه ساخته شده و به اندامهای دیگر برده میشوند. بعضی از آلکالوئیدهای شناخته شده در گیاهان عبارتند از : مرفین ، نیکوتین ، کافئین ، کوکائین ، تئین و ... . آلکالوئیدها اثرات دارویی متفاوت دارند. مرفین درد را تسکین میدهد. کوکائین موجب بیحسی موضعی میشود. کافئین دانههای قهوه و تئین برگهای چای اثرات آرام بخشی دارند.
شیرابهها
شیرابهها معمولا شیری رنگ بوده و مخلوطی از مواد غذایی و مواد زاید هستند. مواد دیگری در شیرابهها یافت میشوند. مانند صمغها و ... . شیرابه میوه خشخاش ، تریاک نام دارد. پس از استخراج به صورت خمیری قهوهای رنگ در میآید.
پلاستیدها
پلاستها اندامکهایی هستند که در سلولهای گیاهی و برخی موجودات تک سلولی مثل جلبکها و قارچها مشاهده میشوند. واژه پلاست از کلمه پلاستوس (Plastos) به معنای ساخته شده گرفته شده است. این واژه در سال 1884 بوسیله استراسبورگر پیشنهاد شد. پلاستها از اندامکهای دو غشایی موجود در یاختههای گیاهی و نیز عده ای از آغازیان مثل جلبکها هستند. معمولا مدور ، تخممرغی و دیسک مانند هستند و در سنتز و ذخیره مشارکت دارند. این اندامکها نه تنها در تجمع و اندوختن مواد مختلف ذخیرهای و رنگیزهها نقش دارند بلکه نوعی از آنها یعنی کلروپلاستها با انجام فتوسنتز و تولید مواد آلی دارای انرژی نهفتهاند و در بقای مصرف کنندگان نقش اساسی دارند.
پلاستهای یاختههای بالغ بر حسب ماهیت موادی که در خود جمع میکنند انواع مختلفی دارند که عبارتند از: کلروپلاستها ، کروموپلاستها و لوکوپلاستها.
پیش پلاستها
پلاستهای کوچک ، کمرنگ یا بی رنگ هستند که پیش تاز یا پیش رو همه پلاستها هستند که معمولا در مریستم انتهایی ریشه و ساقه وجود دارند. پیش پلاستها بسته به شرایط محیطی و نوع بافتی که در آن قرار دارند به پلاستهای دیگر تبدیل میشوند. مثلا پیش پلاستها (پروپلاستها) وقتی در معرض نور قرار می گیرند (در برگها و سایر اندامهای هوایی) به کلروپلاستها تبدیل میشوند.
کلروپلاستها
کلروپلاستها مکان تولید غذا در سلول است و معمولا دیسک مانند هستند و به قطر 6 - 4 میکرون میباشند. رنگدانه موجود در کلروپلاستها ، کلروفیل و کاروتنوئید است. ولی چون مقدار کلروفیل بیشتر است، به رنگ سبز دیده میشود. رنگ کاروتنوئیدها در پاییز در برگها ، پس از آنکه کلروفیل تخریب شد، مشاهده میگردد. رنگ کاروتنوئیدها همچنین در برگهای پیر دیده میشود. در یک سلول مزوفیل برگ در حدود 50 - 40 کلروپلاست وجود دارد. در هر میلیمتر مربع 500 هزار کلروپلاست دیده میشود. پوشش کلروپلاست مضاعف است و متشکل از غشای درونی و غشای بیرونی است و ماده زمینهای کلروپلاست شامل نشاسته و اکثر آنزیمهای لازم برای فتوسنتز و سایر مواد به صورت محلول میباشد. استروما (ماده زمینهای کلروپلاست) شامل 50 درصد پروتئینهای کلروپلاست است. در بخشهایی از استروما DNA و RNA و ریبوزومها مشاهده میشوند. دانههای نشاسته کلروپلاستها از ذخایر موقتی گیاه هستند. زمانی که گیاه فعالانه فتوسنتز میکند. نشاسته در کلروپلاستها انباشته میشود.در شب این نشاستهها تجزیه شده و به آمیلوپلاستها انتقال و در آنجا ذخیره میشود. سیستم غشایی کلروپلاستها از وزیکولهایی مسطح به نام تیلاکوئیدها تشکیل یافته و مجموعه تیلاکوئیدها تشکیل گرانوم را میدهد. هر گرانولوم از 100 تیلاکوئید تشکیل شده که مانند ستونی روی هم قرار گرفتهاند
اگرچه کلروپلاستها را در بسیاری از نمونه های گیاهی میتوان به راحتی مشاهده و مورد مطالعه قرار داد ولی تهیه نمونه از گیاه الودا که یک گیاه آبزی است پیشنهاد میگردد.

کروموپلاستها
پلاستهای زرد و نارنجی و قرمز رنگی هستند که به اشکال مختلف دیده میشوند و کلروفیل ندارند. ولی دارای کاروتنوئیدها هستند. کاروتنوئیدها مسئول رنگ زرد و نارنجی و قرمز در گلبرگها ، میوهها و برخی ریشهها است (مثل هویج). در بیشتر موارد کروموپلاستها از کلروپلاستها بوجود میآیند. مثلا در میوهها به هنگام تشکیل ساختار درونی کلروپلاست تغییر میکند و به کروموپلاست تبدیل میشود. کروموپلاستها شکل منظمی ندارند. وظیفه کروموپلاستها جلب کردن حشرات و پرندگان و پروانهها و... برای انتشار دانههای گرده و.... است.
لوکوپلاستها
پلاستهای بدون رنگدانه هستند که این پلاستها معمولا در اندامهای زیر زمینی که دور از نور هستند، دیده میشوند. ولی در بخشهای هوایی هم دیده میشوند. در سنتز مشارکت ندارند بلکه وظیفه آنها ذخیره است. لوکوپلاستها شامل:
۱- آمیلوپلاستها (که نشاسته ذخیره میکنند.) معرف رنگي دانه هاي نشاسته لوگل بوده كه آنرا به رنگ آبي تا بنفش در مي آورد . نكته قابل توجه آنكه يد موجود در معرف لوگل با زنجيره اصلي آميلوز تركيب ميشود .براي مشاهده آمیلوپلاست موجود در سيب زميني ابتدا آنرا با آب معمولي شستشو داده و خشك ميكنيم سپس با اسكالپل برشي ايجاد كرده و با نوك آن روي بافت ذخيره سيب زميني چندبار مي كشيم . شيرابه حاصل را بر روي يك قطره آب مقطر روي لام ميريزيم . سپس لامل را به طور مورب بر روي آن رها ميكنيم . حال يك قطره لوگل در يك ضلع لامل ريخته و در ضلع مقابل با يك عدد دستمال كاغذي ، آب مقطر و لوگل را مي كشيم. زماني كه لوگل به وسط لامل رسيد اين عمل را قطع ميكنيم . اين عمل باعث ميگردد كه برخي از دانه هاي نشاسته به اندازه مناسب رنگ گرفته و از تيره شدن بيش از حد و يا عدم رنگ آميزي دانه هاي نشاسته جلوگيري شود .
براي ديدن دانه نشاسته بذرهاي خشك از قبيل لوبيا ، ذرت ، گندم و برنج ابتدا با تيخ اسكالپل دانه را از وسط نصف كرده و سپس قسمتهاي سفيد كه حاوي نشاسته ميباشد را خراش ميدهيم و خاكه آن را بر روي يك قطره آب مقطر بر روي لام ريخته و يك عدد لامل روي آن رها ميكنيم . سپس طبق دستور بالا يك قطره لوگل در يك گوشه لامل گذاشته و از طرف ديگر با يك عدد دستمال كاغذي آن را ميكشيم تا دانه هاي نشاسته به رنگ آبي درآيد .
۲- پروتئوپلاستها (که حاوی پروتئین هستند.)
۳- اولئوپلاستها (که حاوی روغن هستند.)
تورژسانس و پلاسمولیز سلولی
در آزمایش "مشاهده سلول گیاهی" بین دیواره سلولی و دیواره سیتوپلاسمی فاصله و فضایی وجود ندارد و لذا تفکیک بین این دو عملا غیر ممکن به نظر میرسد. دلیل این موضوع پدیده اسمز و نهایتا فشار آب درون سلولی (پتانسیل فشاری آب) است که باعث نزدیک شدن و چسبیدن پلاسمالما به دیواره سلولی میشود.
پدیده اسمز زمانى اتفاق می افتد كه يك غشاى نيمه تراوا مثل يك غشاى سلولى وجود دارد
زمانى كه يك سلول در يك محيط پر از آب قرار بگيرد مولكول هاى اب از بين غشاى سلولى از ناحيه اى كه غلظت ماده ى حل شده كم است (بيرون سلول) به ناحيه اى كه غلظت ماده بيشتر است (درون سلول) عبور مى كنند اين فرايند اسمز ناميده مى شود. غشاى سلول نفوذ پذيرى انتخابى دارد بنابراين فقط به مواد ضرورى اجازه ورود به سلول داده مى شود و مواد ظاهرا غیر ضرروری از سلول خارج مى شود زمانى كه غشا از دو سمت داخل و بيرون با آب خالص محصور باشد مو لكول هاى آب در هر سمت به يك ميزان عبور مى كنند و شبكه اصلى گردش آب در بين غشاها وجود ندارد اما اگر در يك طرف ماده ى حل شونده وجود داشته باشد و در طرف ديگر اب خالص وجود داشته باشد غشا به همان ميزان مورد برخورد مولكول ها از دو طرف قرار مى گيرد اما بعضى از مولكول هايى كه به غشا برخورد مى كنند مولكول هاى حل شونده خواهند بود كه قادر به عبور از غشا نيستند بنابراين مولكول هاى اب از بين غشا از يك طرف به آرامى عبور مى كنند اين باعث گردش آب به سمت مواد حل شونده خواهد شد و با فرض سالم بودن غشا اين شبكه گردشى آرام تر شده و سرانجام متوقف خواهد شد و فشار در دو طرف مواد حل شونده متناسب می شود به طوری كه حركت در هر دو سمت برابر است (تعادل حركتى). اين مسئله مى تواند ناشى از برابر بودن پتانسيل آب دردو طرف غشا باشد يا ناشى از عوامل ممانعت کننده ای مثل پتانسيل فشار يا فشار اسمزى باشد.
سلول هاى گياهى يك ديواره سلولى قوى دارند هنگامى كه جذب آب از طريق فرآيند اسمز انجام مى شود آنها شروع به متورم شدن مى كنند اما ديواره سلولى از تركيدن آنها جلوگيرى مى كند. تورژسانس به معني متورم شدن و سفت شدن است. وقتی فشار داخل سلول آنقدر زياد مى شود كه هيچ آبى نمى تواند وارد سلول شود اين فشار مايعى يا هيدروستاتيك عكس اسمز عمل میكند.تورژسانس براى گياهان خيلى مهم است چون كه بخش هاى سبز گياه را در برابر نور خورشيد مقاوم مى سازد.
هنگامى كه سلول گياهى در محلول هاى غليظ قندی قرار مى گيرند از طريق فرايند اسمز آب از دست مى دهند و چروكيده مي شوند اين دقيقا مخالف تورژسانس است اگر شما سلولهاى گياهى را در محلول هاى غليظ قرار دهيد و آنها را زير ميكروسكوپ ببينيد مشاهده خواهيد كرد كه جسم سلولها كوچك شده و از ديواره ى سلولى فاصله مى گيرند كه گفته مى شود آنها پلاسموليزه هستند پلاسموليز فقط در شرايط استثنايى رخ مي دهد. در آزمايشگاه به وسيله قرار دادن سلول ها در محلول غليظ نمك يا شكر تحريك مى شود كه باعث خارج شدن آب مي شود. اغلب از گياهان كوچك يا سلول هاى اپيدرمى پياز استفاده مي شود، در اين گياهان شيره گياهى رنگى شده و در نتيجه قابل رويت مى باشد.

به عبارت دیگر سلولهای گیاهی که توسط یک دیواره سلولی سخت احاطه شدهاند تنها میتوانند تا جایی آب جذب کنند که پتانسیل آب خارج و داخل برابر شود. سلولهای گیاه یونها- قندها- اسیدهای آلی و اسیدهای آمینه و مواد دیگر را در غلظت نسبتا بالایی در واکوئل هایشان ذخیره میکنند. مواد حل شونده باعث جریان آب میشوند در این روش سلولهای گیاهی میتوانند یک فشار درونی مثبت و بزرگی به نام فشار اسمزی ایجاد کنند که روی حفظ استحکام و سختی بافتهای گیاهی اثر قطعی دارد. هر سلول روی سلولهای مجاورش یک فشار ایجاد میکند این فشارها کشش بافت بزرگ را زیاد میکنند گیاهانی که آب از دست میدهند پژمرده خواهند شد چون فشار اسمزی کاهش مییابد و استحکام بافتها نمیتواند حفظ شود اگر سلولها هنوز زنده باشند میتوانند با فشار اسمزی دوباره ثابت شوند که یک پدیدهی متداول در زندگی هر روزه است. پژمرده شدن گیاهان با آب دادن از بین میرود.

سلول گیاهی
عليرغم تفاوتهاي بسياري که بين سلولهاي گياهي و جانوري وجود دارد ، وجود ديواره سلولي در سلولهاي گياهي و عدم وجود آن در سلولهاي جانوري بيشتر از ساير تفاوتها به چشم ميايد. اين ديواره که بخش مرده سلول بالغ گياهي محسوب ميشود به منزله يک دژ مستحکم عمل مينمايد و قادر است محتويات سلول را از صدمات و فشارهاي خارجي حفظ نمايد. اين ديواره که به سهولت قابل رويت است، موجب مشاهده يک نظم بي نظير در بافتهاي گياهي است.
شاید مشاهده اجزاء داخلي سلول با ميکروسکوپ نوري به خوبي ممکن نباشد وليکن بايد دانست که بخش زنده هر سلول (پروتوپلاسم) شامل قسمتهاي مختلفي است.

اگرچه در تمام نمونه هاي گياهي ميتوان سلول را به سادگي مشاهده کرد و ليکن يکي از بهترين نمونه هاي گياهي جهت مشاهده سلول گياهي اپيدرم برگهاي (غلاف برگ) ذخيره اي پياز يا همان فلس هاي گوشتي پياز ميباشد.
براي مشاهده بهتر نمونه در زير ميکوسکوپ بهتر است تا نمونه ها را از پیازهای رنگی (قرمز رنگ) تهیه و یا از محلول لوگول (يد در يدور پتاسیم ) استفاده نمود.

دقت نماييد تا هنگام گذاشتن لايه اپيدرم بر روي لام نمونه به خوبي گسترده شود، چروك خوردن آن موجب افتادن سلول ها بر روي يكديگر گرديده در نتيجه مشاهده آن با مشكل مواجه خواهد شد.همچنين هنگام لامل گذاري توجه داشته باشيد كه حباب زير آن تشكيل نشود . سلول گیاهی به سادگی قابل رویت خواهد بود. به خاطر داشته باشید که هسته سلول به دلیل وجود واکوئل بزرگ در سلولهای بالغ به کنار دیواره رانده شده است و معمولا در کناره دیواره سلول مشاهده میشود.
میکروسکوپ و تاریخچه ی آن
ما می توانیم به جای میکروسکوپ واژه `ریزبین` را هم به کار ببریم.
تاریخچه :
در سال 1655 رابرت هوگ که یک فیزیکدان انگلیسی بود، اولین نگرش میکروسکوپی را انجام داد. هوک که 29 سال سن داشت به کمک اولین میکروسکوپ خود توانست بقایای دیواره سلولهای مرده گیاهی را در برشی از چوبپنبه پوست درخت بلوط مشاهده کند. وی از آنچه دیده بود نقاشی هایی رارسم کرد و به علت شباهت اتاقک های کوچکی که در بافت چوب پنبه با لانه زنبور دیده بود، نام این اتاقک ها را سلول گذاشت. اما هوک در آن زمان نمیدانست که درون این اطاقک ها، ماده زنده ای که امروزه آن را پرتوپلاسم می نامیم وجود داشته است. هوک علاوه بر مشاهده چوب پنبه، اجزاء دیگری از موجودات مثل بال حشرات و چشم مرکب زنبور را هم بررسی کرده بود و نتیجه مشاهدات خود را در کتابی به نام `ذره نگاری` به چاب رساند.
اما حدود 20 سال بعد و در سال 1674 آنتونیوان لیوون هوک. که یک پارچه فروش هلندی بود، برای اولین بار توانست به کمک میکروسکوپ دست ساز خود، تک سلولهای زنده (آغازیان جانور مانند یا پروتوزوآها) را ببیند . در سال 1683 هوگ با تکمیل میکروسکوپی که ساخته بود، توانست دنیای باکتریها را نیز کشف کند. ساختار میکروسکوپ ها به آهستگی دست خوش دگرگونی هیی قرار گرفت و قدرت تفکیک آنها بهتر شد. اما ذات انسان از محدودیت بیذار است. میکروسکوپ های معمولی قدرت بزرگنمایی تا حدود 1500 برابر دارند. اما اگر می توانستیم دنیای ریزتر از این را هم ببینیم چقدر بهتر بود. این رویا در سال 1932 با ساخت اولین میکروسکوپ الکترونی به واقعیت پیوست.
پس انواع آن عبارتند از :
1- نوری
2- الکترونی
اساس کار میکروسکوپهای نوری:
عدسی محدب از جسمی که بین کانون ((f و مرکز (2f) آن قرار گرفته تصویری بزرگتر، حقیقی و معکوس ایجاد میکند. اگر این تصویر حقیقی را به کمک عدسی محدب دیگری که در فاصله معینی از عدسی اول قرار گرفته است( تصویر حقیقی در فاصله کانونی عدسی دوم) ، بزرگ کنیم، شدت بزرگنمایی چندین برابر بیشتر شده و ما یک میکروسکوپ ساختهایم، در این صورت عدسی دوم تصویری بزرگتر و مجازی را ایجاد خواهد کرد.
هر میکروسکوپ از دو بخش مکانیکی و نوری ساخته شده است. بخش مکانیکی که ابزاری برای دگرگونی جایگاه نمونه است شامل صفحه قرار دادن نمونه و حرکت دهنده ها در 3 جهت، همچنین پایه، دسته و گیره ها است. اما بخش نوری شامل منبع تأمین روشنایی، کندانسور( متمرکز کننده نور) عدسی های شیئی و عدسی های چشمی است.
ضمنا دو نوع شیشه که در هنگام استفاده از میکروسکوپ به کار می روند عبارتند از:
1. لامل: یک نوع شیشه ی بسیار بسیار نازک که به شکل مربع می باشد و معمولاً ضلع آن 2 سانتی متر می باشد.
2. لام: این شیشه نسبت به لامل ضخیم تر بوده و به شکل مستطیل می باشد.
ساختار میکروسکوپ:
· عدسی چشمی: بخشی از میکروسکوپ است که با آن به نمونه نگاه می کنیم. بر روی این عدسی عددی نوشته شده است مانند 10X یا 15X.
· عدسی شیئی: عدسی هایی هستند که بزرگنمایی را تنظیم می کنند. این عدسی های شیئی با لوله هایی به صفحه ی چرخان متصلند. هر چقدر طول لوله کمتر بزرگنمایی نیز کمتر. معمولاً روی این عدسی ها نوارهای نازکی از رنگهای مختلف وجود دارد. در بیشتر میکروسکوپها ترتیب رنگ از بزرگنمایی کمتر به بزرگنمایی بزرگتر اینگونه است: قرمز زرد آبی خاکستری یا سفید
باید توجه داشته باشید که روی عدسی های شیئی اعدادی نوشته شده اند. مانند 4، 10، 40 و 100. برای مشاهده نمونه با عدسی 100 لازم است از روغن ایمرسیون (Immersion Oil) استفاده شود. همچنین مواظب باشید تا با عدسی های بسیار بلند مانند 100 دچار مشکل نشوید! برای فهمیدن اینکه نمونه چند برابر بزرگ شده است عدد عدسی چشمی را در عدد عدسی شیئی ای که با آن به نمونه نگاه می کنیم ضرب می کنیم. حاصل ضرب پاسخ ماست.
· صفحه چرخان: صفحه ای است که بر روی آن عدسی های شیئی مختلف قرار گرفته اند.
· منبع نور: منبع نور یا آینه ای کوچک و یا لامپی کوچک در قسمت پایین میکروسکوپ است.
· پیچ بزرگ تنظیم کننده: این پیچ برای نزدیک یا دور کردن نمونه از عدسی شیئی است تا تصویری نسبتاً واضح قابل مشاهده شود.
· پیچ کوچک تنظیم کننده: این پیچ نیز برای نزدیک یا دور کردن نمونه از عدسی شیئی است ولی با مقدار کمتر و دقت بیشتری این کار را انجام می دهد. در برخی میکروسکوپ ها تنها یک پیچ تنظیم کننده وجود دارد که آن هم از نوع پیچ بزرگ است.
· دیافراگم: وسیله ای همانند دیافراگم دوربین عکاسی که وظیفه اش تنظیم کردن نور رسیده به نمونه است. با توجه به وظیفه اش حتماً میان نمونه و منبع نور است. برخی میکروسکوپ ها به خصوص میکروسکوپ هایی که از آینه به عنوان منبع نور استفاده می کنند فاقد دیافراگم هستند. معمولاً در کنار دیافراگم پیچی برای نزدیک یا دور کردن دیافراگم از منبع وجود دارد.

مراحل مشاهده:
1. برای مشاهده ی یک نمونه با میکروسکوپ نوری ابتدا نمونه را روی لام می گذاریم. باید توجه داشته باشیم که نمونه نباید ضخیم باشد. زیرا در اینصورت نور نمی تواند به خوبی از آن عبور کرده و به چشم ما برسد که در این صورت قادر به خوب مشاهده کردن نمونه نخواهیم بود.
2. بعد از اینکه نمونه را روی لام گذاشتیم یک قطره روغن یا آب روی آن می ریزیم. حال باید لامل را روی آن بگذاریم. ابتدا لامل را به صورت مایل (معمولاً با زاویه 45 درجه و به طوری که یک ضلع مربع لامل روی یک طرف محوطه ای باشد که شی را روی آن گذاشته ایم) می گذاریم. سپس به آرامی لامل را روی نمونه می گذاریم. گیره هایی که در برخی میکروسکوپ ها هستند تنها برای نگه داشتن لام هستند.
3. خوب حالا باید آینه را طوری تنظیم کنیم که نور از منفذ میان صفحه عبور کند. در بیشتر میکروسکوپها به جای آینه یک لامپ هالوژن قرار دارد و کافی است تا شما لامپ را روشن کنید.
4. می توانید با دیافراگم نور رسیده به نمونه را تنظیم کنید که کاملاً به شما بستگی دارد.
5. حالا صفحه چرخان را قدری می چرخانیم تا عدسی شیئی با کمترین بزرگنمایی دقیقاً بالای نمونه قرار گیرد. سپس با بزرگنمایی های دیگر به بررسی نمونه بپردازید. هنگامی که عدسی در جای خود قرار می گیرد یک صدای تق مانندی به گوش می رسد.
6. حالا با پیچ بزرگ تنظیم کننده فاصله ی میان عدسی شیئی و نمونه را تغییر می دهیم تا تصویری از نمونه قابل تشخیص باشد. حال با دستکاری پیچ کوچک تنظیم کننده واضح ترین تصویر را می بینیم.

پيشنهاد ميشود تا به منظور درک بهتر اجزاء ميکروسکوپ و کار با آن از هر نمونه در دسترس استفاده و نسبت به مشاهده آن اقدام گردد. کيفيت نمونه در اين مرحله اهميت چنداني نخواهد داشت.

بیوگرافی